خراسان جاویدان

حضرت علی : هر کس کلمه ای به من بیاموزد مرا بنده خویش می کند×××حضرت عمر:دوستان را بر مبنای تقوا و پرهیزکاری انتخاب کن.

خراسان جاویدان

حضرت علی : هر کس کلمه ای به من بیاموزد مرا بنده خویش می کند×××حضرت عمر:دوستان را بر مبنای تقوا و پرهیزکاری انتخاب کن.

پیشینه کاپیسا


پیشینه کاپیسا به دوران کنشکای بزرگ امپراتور کوشانی و همچنان دوران بودایی یونان باختری می‌رسد که کاپیسا در آن زمان به عنوان پایتخت تابستانی کنشکا انتخاب شده بود.
خمزرگر یکی از مرکزهای مهم آیین بودایی بوده و دو تندیس یافت‌شده بودا که از نشانه‌هایش آتش زبانه می‌کشد و از کف پایش آب فوران می‌کند از موری خمزرگر و دومی از سنجن بدست آمده‌است.

بگرام به محل شهر قدیمی در افغانستان اطلاق می‌شود که مورخان چینی آن را کیپیش و جغرافی‌نگاران یونانی کاپیسا یاد کرده‌اند. خرابه‌های آن در شصت کیلومتری جنوب غربی کابل واقع است و بین بستر رودخانه و باریک آب قرار دارد. در جلگه کاپیسا یا کوه دامن و بخصوص در برج عبدالله که آن را قلعه شاهی نامیده‌اند، توسط موسیو فوشه و مسیوها گن فرانسوی حفریاتی شده و آثار زیادی از تمدن بودایی در آن محل بدست آمده‌است. هیوئن تسنگ زائر چینی در خاطرات خود می‌نویسد که کاپیسا رویهمرفته دارای صد معبد و ششهزار شمن (راهب) بودایی بوده‌است.

کورش (۵۳۰ – ۵۸۰ ق م) بنیان‌گذار حکومت هخامنشیان، از طریق گدروزیا به سرزمین هند حمله‌ور شد، اما تنها موفق به تصرف پاروپامیساده که بین هندوکش و رخج قرار داشت شد. پلینی چنین گزارش می‌کند که شهر مشهور کاپیسا (بگرام) در این حملات با خاک یکسان شد.

براساس گفتهٔ تاریخ‌نویسان چینی رئیس قبیله کوشان در سال‌های ۳۹ تا ۲۷ ق. م. کیو-تسیو-کیو نام داشت که پس از پیروزی بر چهار قبیلهٔ دیگر خود را کوشان‌شاه خواند. کیو-تسیو-کیو یا کوجولا کره کردفیزس پس از تصرف همهٔ ایالت بلخ با سپاه خود از هندوکش گذشت و نواحی کابل و کاپیسا را گشود و پس از آن تا کنارهٔ چپ رود سند پیش رفت و این سرزمین‌ها را از دست آخرین پادشاهان سکائی، جانشینان گندفر به درآورد و بنیاد شاهنشاهی کوشانی را در مشرق استوار کرد.

گروه طالبان در ۱۱ مهر ۱۳۷۵ ولایت کاپیسا را بدون مقاومتی تصرف کردند. این ولایت پس از گفت‌وگوهای طالبان با فرماندار کاپیسا سقوط کرد.

ویرایش تاریخی ولایت پروان

ویرایش تاریخی ولایت پروان:

ولایت پروان پایتخت امپراطوری کوشانی ها بخصوص در عهد کنشکا کبیر است.شهر بگرام در دو سوی دریای پنجشیر مهد تمدن کوشانی میباشد.پروان در دامان جنوبی هندو کش همیشه سنگرها و عقب گاه مطمئن کابلستان بوده است.جنگهای شدیدی که باشندگان پروان در برابر چنگیز خان کردند به گزارش میر غلام محمد غبار نویسنده افغانستان در مسیر تاریخ سبب شد که چنگیز برای نخستین بار مزه تلخ شکست را بچشد البته که چنگیز خان برای اولین بار در تاریخ پروان به شکست مواجه شده است ان هم در منطقه ای بنام پول متک در دوران جنگهای سه گانه مردم افغانستان در قرن ۱۹ با انگلیس باز هم  پروان دژ استوار و دیوار عبور ناپذیر در برابر متجاوزان انگلیسی بود. پس از ان که امیر حبیب الله خان کلکانی در سال ۱۹۲۸ با مرکز قرار دادن پروان در شورشهای ضد حکومتی توانست حکومت امان الله را سرنگون کند. پروان برای اولین بار به مثابه منطقه تاج بخش و تاج گیر شناخته شد. از ین رو وقتی نادر خان به قدرت رسید برای در هم کوبی روحیه این مردم کسانی زیادی از مردم را کشت و دارایی های شان را غارت کرد. همچنان برای تداوم سلطه خود برین مردم به جابجا سازی طرف داران در نقاط مختلف پروان پرداخت. همچنان اطراف شهر چاریکار را به سوی جنوب و شرق جوی دیگری ابیاری میگردد. که از دریای غوربند اب می گرفت. این جوی ها بنام جوی چاریکار،جوی خواجه و جوی ماهی گیر یاد میشوند. این جوی ها در حال حاضر از شاخه شرقی کانال ابیاری پروان اب می گیرند. مناطق دیگر پروان بیشتر از اب ها یکه از کوهها سرازیر می شوند اب می گیرد.بندها و انهاری که در ین مناطق وجود دارد به صورت عنعنوی ساخته شده و قرون متمادی بدین سو به همین منوال بوده است. یکی از جمله مناطق مهم و عمده مربوط به ولایت پروان و نزدیک به ولسوالی های کابل، علاقه داری سنجد دره بوده که دارای هفت قریه میباشد. که به دو حصه مهم بالا ده و پایین ده تقسیم شده است. تمام افراد ساکن سنجد دره سونی مذهب و فارسی زبان اند. سنجد دره هم سرحدّ با  دره غوربند و شهرک سابقه عمومی کابل-پروان است.اهالی سنجد دره اکثرّا مردمان تجارت پیشه بوده اکثریت مردمان ان در ولایات کابل، پروان، مزار،تخار،بغلان،هرات و سایر مناطق زندگی میکنند. این محل دارای تعداد از زیارت گاها بوده که مشهورترین ان پنج پیران پنجشیر و زیارت رومی بوده است. مشهورترین محل در سنجد دره مناطقی بنام چهار جوی است، که زمانی پایگاه قوماندان ملا محمد ساکن اصلی قریه ده غلامان بود، که شاهد درگیری میان طالبان و جبهه متحد بود.

عصر کو شانی ها در بگرام:

کو شانی ها که در قرن یک،دوم و سوم عهد مسیح در بگرام استقرار یافته اند. عموما در ابادی های عصر یونانی که بیشتر شرح یافت متمرکز گردیده اند و مسکو کات ایشان بیشتر از محوّطه  خرابه های شهر جدید شاهی بدست می اید. چون کو شانی ها مدت مدیدی در بگرام تمرکز داشته اند و در زمان کنشکاه کبیر این نقطه پایتخت تابستانی امپراطوری محسوب می شد. علاج ندارد که ایشان هم به نوبه خود در محوطه شهر جدید شاهی از حیث عمارات چیزی علاوه ننموده باشند، چون عصر ایشان از نقطه نظر ترقی عمارات یکی از مهم ترین دوره های اریانا است به خیال من خرابه ها یک حصه بزرگ شهر جدید شاهی که در حقیقت دامنه همان شهر شاهی قدیم یونانی است. ابادی های زمان ایشان را نمایندگی می کند. 

عصر بودایی:

ملتفت باید بود که مطلب از عصر بو دایی در اینجا کدام دوره نیست که بعد از عصر یونانی و کوشا نی امده باشد زیرا در هر دو دوره اخیر بودیزم در افغانستان رواج داشت. خرابه های که ذیلاً شرح میدهیم مربوط به عابدات مذهبی بو دایی است. انها را تحت عنوان عصر بو دایی آوردیم و هیچ جایی شبیه نیست که اکثر ان در زمان کوشا نی ها تعمیر شده باشد


 

ادامه مطلب ...

آریایی ها

ورود آریایان به سرزمین افغانستان ۲۵۰۰سال ق از م تایید شده است.آرین ها خود را اصیل وصاحب اخلاق نیکو می گفتند.در مورد سرزمین قبلی آنها معلوماتی در دست نیست آن چه روشن است ورود آرییایی ها به افغانستان از آن سوی سیردریا وآمو دریا به بخدی(بلخ)می باشد.

آرئیانان در ابتدا زنده گی شبانی وکوچی داشتند.بعدار جابجای شدن در بخدی روبه زنده گی شهری آوردند.خانواده را (کولا)می گفتند.چند کولا یک قبیله را تشکیل میداد از چند قبیله یک قوم تشکیل میشود.محل زیست خویش را بنام(پور)یاد میگردند.همه این نام ها در کلمات مانند کهول،میرویس،بگرام،شیرپوروغیره اکنون نیز معمول است.

آریائیان ساحات مورد استفاده وزیست خود را آریانا ویجه یا آریاناورشومی گفتند،کلمه ورشو تاکنون هم مورد استعمال دارد.آریائیان در بخدی(بلخ)اساس اولین مدنیت آریائی را گذاشتند.شهر بلخ را ساختند برای دفاع از شهر دیوارهای عریض وبرجهای را اعمار کردند،که آثار آن تا به هنوز پا برجا است.

آریای هابعد از رسید به بلخ به تربیه موشی پرداختند جشن میگرفتند مشهورترین جشن آنها به نام سامانه یاد میشود.دراین جشن جوانان به اسپ سواری می پرداختند.نیزه بازی ورقص می کردند ومیدان رزم وبزم را بر پا می کردند.

سکندر مقدونی در پروان وکاپیسا


 

برج عبدالله یا عبدالله برج:

که به اذهان آشناست شاهدگواه اولین اقامت امپراطـوری مقدونی است.ســــکندر بعد از فتــح هـــرات وسیستان وارد حوزه کابل شد ودر کناررود بزرگ پنچشیر وشتل وغوربند اقامت میگزیند.بعد بـــه ان طرف رودخانه یعنی پروان،زمستان راغ توقف مینماید ودر جبل سراج بالای تپه یا ارگ امیر حبیب الله  یک دژ مستحکم ساخته که بنام( سکندریه قفقاز)مشهوربود( این دژ تخریب شده وهیچ نشانی از ان باقی نمانده).در حوزه کوهدامـن وکوهـسـتان شهربـاسـتانی است که بنــام کاپیــسی که در قرن ۵و۶ق ازم در اثرفتوحات سیروش وداریوش هخامنشی ویران وآبـاد شـده .در مجـموعه خرابـه هـای بـگرام دوسـاحه مشخص را مشاهده میکنیم  که تقریبا هردو بهم پیسوست است یکی برج عبدالله ودیگـری بگـرام از هـم تفکیک میتوانیم.  هردوی آن در قرن ۲ق از م وپیـشتر ازآن بـدسـت یونـانـی ها پایـه گـذاری شـده.جـناب مـرحوم احـمد علی کهـزاد درکتاب خود(افغانستان در پرتو تاریخ)میـنویسد:اسـم پـروان درادب باسـتانی کشور ما شکل “پروانتا”  بصورت اسم کوهی دراوستا ،تذکر داده شده است وشمال سرد ومداوم کـه از برف های سالنگ می خیزدبنام باد پروان معروف است.

به روایت تاریخ اسکندر در خزان۳۲۸ق ازم به بگرام رسید ودر سواحل رود خانه پنچشیر متوقف شد..


اسکندر مقدونی     

 

اسکندر مقدونی

تاریخ افغانستان


افغانستان، اگرچه به‌عنوان یک کشور و یک ملت دارای تاریخی جدید است؛ اما، این سرزمین از لحاظ قدمت تاریخی، یکی از کهن‌ترین کشورهای جهان به‌شمار می‌رود

سرزمین افغانستان امروزی بدلیل قرارگرفتن در مسیر جاده ابریشم محل پیوندگاه تمدن‌های بزرگ جهان بوده و در طول قرن‌ها، قشرهای پیاپی از هویت‌ها، فرهنگ‌ها و باورها سرزمینی را که امروزه افغانستان نامیده می‌شود بازشناسانده‌اند. این موقعیت مهم و حساس ژئواستراتژیکی و ژئوپولیتیکی افغانستان در شکل دادن موزائیکی غنی از فرهنگ‌ها و تمدن‌های بزرگ همچون ایرانی، یونانی، بین‌النهرینی و هندی در این کشور نقش مهمی داشته‌است و میراث فرهنگی باستانی این کشور را ترسیم می‌کند: از پیکره‌های یونانی-بوداییگندهارا گرفته تا نگاره‌هایِ دیواریِ مغاره‌های بامیان و تا نقوش تذهیب و خوشنویسی که زینت‌بخش بناهای دوران نخستین اسلامی هستند از عصر پارینه‌سنگی و طی دوره‌های تاریخی، مردم افغانستان، یا همان ایرانیان شرقی باستان، جایگاه عمده‌ای در معرفی و گسترش ادیان جهانی و نقش مهمی در بازرگانی و دادوستد داشته و گهکاه کانون مسلط سیاسی و فرهنگی در آسیا بوده‌اند. از این رو افغانستان در طول تاریخ گلوگاه یورش مهاجمین و جهان‌گشایان بوده که ردپای آن‌ها هنوز در گوشه و کنار این سرزمین دیده می‌شود.

افغانستان کنونی به عنوان جزئی از ایران باستان در طول تاریخ درازمدت خود شاهد حکومت‌های بسیاری از جمله هخامنشیان، سلوکیان، اشکانیان، ساسانیان، امویان، عباسیان، صفاریان، سامانیان، غزنویان، غوریان، سلجوقیان، خوارزمشاهیان، ایلخانان مغول، تیموریان، گورکانیان، صفویه، و افشاریه بوده‌است. در سال ۱۱۲۶احمدشاه درانی که از سرداران نادرشاه افشار بود، پس از مرگ او بر ناحیه شرقی فلات ایران (خراسان) مسلط شده خود را امیر خراسان خواند .

افغانستان چندی پس از استقلال، زیر سلطهٔ

بریتانیا

درآمد. از زمان استقلال افغانستان در سال ۱۲۹۸، این کشور دو بار توسط امپراتوری بریتانیا اشغال گردید و تا زمان اعلان استقلال آن توسط

امان الله خان

در ۱۲۹۸ (۱۹۱۹ م.) سیاست خارجی افغانستان زیر نظر مستقیم امپراتوری بریتانیا بود. واژهٔ افغانستان به عنوان نام یک کشور در سال ۱۳۰۲ و در قانون اساسی

امان‌الله شاه

به تصویب رسید.


آغاز پادشاهی امان‌الله شاه در سال ۱۳۰۲ آغاز تاریخ مستقل افغانستان است. تاریخ پیش از این زمان عبارت از تاریخ مشترک افغانستان با ایران است

ملا مشک عالم



ملا دین محمد چی په(ملا مشک عالم)مشهوردی،داندړو له قبیلی څخه و. ملا مشک عالم ښه عالم او فاضل سړی و.دیړ شاګردان یی در لود.ډیرو ګړو درس ورځنی لوست او له در څخه یی علمی معلومات زده کول.ملامشک عالم دغازیانو له مشرانو څخه و،چی دهیواد او خلکو دحقونو په لاسته راوړلو اوساتنه کی له غازی محمد جان خان او نورو زړورو پښتنو سره ملګری او شریک و..دهیواد لپاره یی علمی اوپوځی خدمتونه کړی دی،چی نږم یی تراوسه پوری ژوندی دی..

ملا مشک عالم


ترجمه فارسی توسط نظیراحمد

ملا دین محمد که به(ملامشک عالم) مشهوراست،ازقبیله اندرد است.ملامشک عالم یک شخصیت عالم وفاضل بود وشاگردان بسیار میباشدمردم از ملا مشک عالم بسیار معلومات میگرفتن.ملامشک عالم یک از غازیان هم بود.وهمچنان برای به دست آوردن حقوق وطن ومردم باغازیانی چون غازی محمدجان خان وبعضی دیگر یکجاشد.برای وطن خدمت های نظامی وعلمی هم کرده که نامش تا هنوز زنده است.

کاظم خان شیدا

کاظم خان شیدا پسر افضل و نواسه اشرف خان کواسه خوشال خان ختک است.باوربراین است که در سال۱۱۳۵هج ق تولد شده وتا سال ۱۱۹۴ هج ق زنده گی نموده است.یک شاعر شجاع زبان پشتو و یک شاعر نازکخیال بود دیوان شعری وی در افغانستان وپشاور چاپ شده است.


کاظم خان شیدا د افضل  خان زوی د اشرف خان هجرۍ لسمی او دخوشال خان خټک کړوسی دې.دزوکرۍ کال یۍ(۱۱۳۵)هجری قمری اټل شوی اوتر (۱۱۹۴)هجری قمری کال پوری یۍ ژوند یقینی دۍ.دپښتو پیاوړی دی،نازکخیاله شاعردی دشعرونه  دیوان یۍ په افغانستان اوپښورنخواکۍ څو ځله چاپ شوی دی.

خوشال خان ختک


خوشال خان ختک پسر شهبار خان است، شاعر نویسنده و یک  شخصیت ملی بود.در سال(۱۰۲۲)هجری قمری در  پشتونخوا تولد شد ودر سال(۱۱۰۰)هجری قمری به سن (۷۸) ساله گی فوت نموده است.

خوشحال خان ختک در نظم ونثر آثار زیاد دارد که  از جمله ( اشعار کلیات دستار نامه فراقنامه   و…..)است.





خوشحال خان خټک خوشحال خان خټک دشهباز خان خټک زوی،دپشتو ژبی پیاویر شاعر لیکوالی ملی مشراو لارښودو. په (۱۰۲۲)هجری قمری کال دپښتو نخوا په سراکړې کې زېږېدلیو.په(۱۱۰۰)هجری قمری کال ېی د(۷۸)کلونه په عمر له دې نړې سترگی پتی کړی دې. خوشحال خان په نظم او نثر کې زیات شمېر آثار لیکلی دې چه دبېلگې په توگه ېی د اشعارو کلیات دستارنامه فراقنامه او نورو نومونه اخستلی شو.

ابوریحان محمد بن احمدالبیرونی


 

ابوریحان محمد بن احمدالبیرونی از دانشمندان بزرگ افغانستان در علوم حکمت و اختر شناسی وریاضیات و تاریخ وجغرافیا مقام شامخ داشته، در سال ۳۶۲ هجری قمری در حوالی خوارزم متولد شده و از این جهت به بیرونی یعنی خارج از خوارزم معروف شده است. هیچ اطلاعی درباره اصل و نسب و دورهکودکی بیرونی در دست نیست.

وی نزدابونصر منصور علم آموخت. در هفده سالگی از حلقه ای که نیم درجه به نیم درجه مدرج شده بود، استفاده کرد تا ارتفاع خورشیدی نصف النهاررا در کاث رصد کند و بدین ترتیب عرض جغرافیایی زمینی آن را استنتاج نماید. چهار سال بعدبرای اجرای یک رشته از این تشخیصها نقشه هایی کشید و حلقه ای به قطر پانزدهذراع تهیه کرد. در ۹ خرداد ۳۷۶ بیرونی ماه
گرفتگی (خسوفی) را درکاث رصد کرد و قبلاً
باابوالوفا ترتیبی داده شده بودکه او نیز در همان زمان همین رویداد را در بغدادرصد کند. اختلاف زمانی که از این طریق حاصل شد
به آنان امکان داد که اختلاف طول
جغرافیایی میان دو ایستگاه را حساب کنند. وی همچنین با ابن سینا فیلسوف برجسته وپزشک بخارایی به مکاتبات تندی درباره ماهیت و انتقال گرما و نور پرداخت. در دربارمأمون خوارزمشاهی قرب و منزلت عظیمی داشته وچند سالی هم در دربار شمس المعالی قابوس بن وشمگیربه سر برد و در حدود سال ۴۰۴ هجری قمری به خوارزم مراجعت کرد. موقعی کهسلطان محمود غزنوی خوارزم را گرفت در صدد قتل او برآمد و ولی به شفاعت درباریان از کشتن وی درگذشت و او را در سال ۴۰۸ هجری با خود به غزنه برد. در سفر محمود به هندوستان،ابوریحان همراه او بود و در آنجا با حکما و علماء هند معاشرت کرد و زبان سانسکریت راآموخت و مواد لازمه برای تألیف کتاب خود موسوم به ماللهند را جمع آوری کرد.بیرونی به نقاط مختلف هندوستان سفر کرد و در آنها اقامت گزید و عرض جغرافیاییحدود یازده شهر هند را تعیین نمود. خود بیرونی می نویسد که در زمانی که در قلعه
نندنهبه سر می برد، از کوهی در مجاورت آن به منظور تخمین زدن قطر زمین استفاده
کرد. نیز روشن است که او زمان زیادی را در غزنه گذرانده است. تعداد زیاد
رصدهای ثبت شده ای که به توسط او در آنجا صورت گرفته است با رشته ای از گذرهای خورشید
به نصف النهار شامل انقلاب تابستانی سال ۳۹۸ آغاز می شود و ماه گرفتگی روز 
۳۰ شهریور همان سال را نیز در بر دارد. او به رصد اعتدالین و انقلابین در غزنهادامه داد که آخرین آنها انقلاب زمستانی سال ۴۰۰بود.بیرونی تألیفات بسیار در نجوم وهیئت و منطق و حکمت دارد، از جمله تألیفات او قانون مسعودی است، در باب نجوم وجغرافیا، که به نام سلطان مسعود غزنوی نوشته است. دیگر کتاب وی، آثار الباقیه عن القرون الخالیه درتاریخ و آداب و عادات ملل و پاره ای مسائل ریاضی و نجومی که در حدود سال ۳۹۰ هجری
بنام شمس المعالی قابوس بن وشمگیر تألیف کرده است. این کتاب را مستشرق معروف آلمانیزاخائو در سال ۱۸۷۸ میلادی در لیپزیک ترجمه وچاپ کرده و مقدمه ای بر آن نوشته است.دیگرکتاب او «ماللهند من مقوله فی العقل او مرذوله» درباره علوم و عقاید و آدابهندی هاست که آن را هم پروفسور زاخائو ترجمه کرده و در لندن چاپ شده است. از دیگر آثار او
«التفهیم فی اوائل صناعه التنجیم» در علم هیئت و نجوم و هندسه است. بیرونی هنگامی که شصت و سه ساله بود کتابنامه ای از آثار محمد بن زکریای رازی پزشک تهیه نمود و فهرستی
از آثار خود را ضمیمه آن کرد. این فهرست به ۱۳ عنوان سر می زند که بعضی از
آنها برحسب موضوع و گه گاه با اشاره کوتاهی به فهرست مندرجات آنها تنظیم شده اند. این فهرست ناقص است زیرا بیرونی دست کم چهارده سال پس از تنظیم آن زنده بود و تا لحظه مرگ نیز کار می کرد. به علاوه هفت اثر دیگر او موجود است و از تعداد فراواندیگری هم نام برده شده است. تقریباً چهار پنجم آثار او از بین رفته اند، بی آن که امیدی به بازیافت آنها باشد. از آنچه برجای مانده در حدود نیمی به چاپ رسیده است.علایق بیرونی بسیار گسترده و ژرف بود و او تقریباً در همه شعبه های علومی که درزمان وی شناخته شده بودند سخت کار می کرد. وی از فلسفه و رشته های نظری نیز بیاطلاع نبود اما گرایش او به شدت بسوی مطالعه پدیده های قابل مشاهده در طبیعت و درانسان معطوف بود. در داخل خود علوم نیز بیشترجذب آن رشته هایی می شد که در آن زمان به تحلیل ریاضی در آمدند. در کانی شناسی، داروشناسی و زبان شناسی یعنی رشته هایی که در آنها اعداد نقش چندانی نداشتند نیز کارهایی جدی انجام داد اما در حدود نیمی ازکل محصول کار او در اخترشناسی، اختربینی و رشته های مربوط به آنها بود که علومدقیقه به تمام معنی آن روزگاران به شمار می رفتند. ریاضیات به سهم خود در مرتبه بعدی جای می گرفت اما آن هم همواره ریاضیات کاربسته بود. از آثار دیگر بیرونی کههنوز هم در دسترس هستند می توان اینها را نام برد: اسطرلاب، سدس، تحدید، چگالیها،
سایه ها، وترها، پاتنجلی، قره الزیجات، قانون، ممرها، الجماهر و صیدنه.بیرونیدرباره حرکت وضعی زمین و قوه جاذبه آن دلایل علمی آورده است. می گویند وقتی کتاب قانون
مسعودی را تصنیف کرد، سلطان پیلواری سیم برای او جایزه فرستاد. ابوریحان آن
مال را پس فرستاد و گفت : من از آن بی نیازم زیرا عمری به قناعت گذرانیده ام و ترک
آن سزاوار نیست. نظریه پردازی، نقش کوچکی در تفکر او ایفا می کرد. وی بر بهترین نظریههای علمی زمان خود تسلط کامل داشت اما دارای ابتکار و اصالت زیادی نبود و نظریه های تازه ای از خود نساخت. ابوریحان بیرونی در سال ۴۴۰ هجری در سن ۷۸ سالگی در غزنه بدرود حیات گفت.

 

 

سیارکی بنام دانشمند افغانی

در ۸آگوست ۱۹۸۶ دو ستاره شناس به نامهای “اریک الست” و “ویولتا
ایوانوا” در رصدخانه ملی بلغارستان سیارکی به نام ۱۹۸۶
PN4 را کشف کردند. اما این سیارک به پاس خدماتی که بیرونی، دانشمند
پارسی به دنیای نجوم و ریاضیات ارائه کرده است با عنوان ۹۹۳۶
Al-Biruni نامگذاری شد. “البیرونی ۹۹۳۶″ سیارکی است که هر ۵٫۳۹
سال یکبار به دور خورشید می چرخد.

 

 دانشگاه البیرونی در افغانستان

دانشگاه البیرونی در ولایت “کاپیسا” در افغانستان نیز قرار دارد. این دانشکده
رشته های زراعتی، مهندسی، مطالعات اسلامی، حقوق،
طب و
ادبیات را ارائه می دهد.

 

 

 

دانشگاه البیرونی در هند

طرح پیشنهاد تاسیس دانشگاه البیرونی در بزرگداشت این دانشمند عالیقدر توسط شورای
مدیریت “انجمن علوم نجوم مسلمان” (
MAAS) هند در سال ۲۰۰۶ تصویب شد.

این دانشگاه از چهار دانشکده، سه لابراتوار تحقیقاتی و یک مرکز علمی تشکیل شده است که
عبارتند از:

دانشکده  علوم کاربردی و علوم محض

دانشکده  فنی و مهندسی

دانشکده  مدیریت و فناوری اطلاعات

دانشکده  زبان و علوم اجتماعی

لابراتوار  تحقیقاتی مواد

لابراتوار تحقیقاتی فوتونیک

لابراتوار  تحقیقاتی بیوشیمی

مرکز  علوم جوی و محیطی

گل پاچا الفت


گل پاچا الفت دمیرسید پاچا زوی په۱۲۸۸هجری کال کی دلغمان ولایت په عزیز خان کڅ کی زیژیدلی دی الفت دپښتو ادب ځلانده ستوری پیاوری لۍکوالی شاعر او کره کتونکی و.د الفت چاپ اثار له شلو څخه زیات او په سلګونو مقالۍ یی په مېبوعات کۍ خبری شوی دیږداثارو له جملی څخه یی څه لیکل یا لیک پوهه،ادبۍ بخثونه غوره اشعار غوره نثرونه دزړ وینا،لوړخیالونه او ژور فکرونه ډیر زیات لوستونکی لړی.ارو اښادالفت ۱۳۵۶لمریز کال د لیند په (۲۶)مه نۍته له دۍ فانی نړی سترگۍ پتۍ کړی.

Gol-Pacha-Olfat119710388437